![]() |
![]() |
||
![]() |
|||
...
ديارباكر لي ميش، آدي باختيار
سوچي ساز چالماخميش، اورگن ديييم كادار
گچيور اونومدن، گول يوزلي باختيار
يارالي ييم يرده، كالان سازي كادار
...
ترجمه:
اهل دياربكر بود، اسمش بختيار
گناهش ساز زدن بود، تا آنجا كه من مي دانم
چهره خندان بختیار از مقابلم عبور می کند
زخم خورده ام، مثل ساز روي زمين مانده اش
recent posts
sites
archive