![]() |
![]() |
||
![]() |
|||
پ.ن: تحلیل فنی بمونه واسه بعد از بازی. دوس دارم یکی از اون دربیهای خونین باشه. از اونا که خون ازش میچکه.
گفتی
آخرین یادگارم عکسی خشک و خالی است
نوشتی
اما وقتی فراموشم کردی نگاهش کن.
من فراموشت کنم...
میدانی که،
عکست قبل از تو فراموش میشود ...
این روزها مجموعه شعری از "نصرت کسمنلی" را ورق میزنم. اسم کتاب هست: "هامیسی سئوگی دندیر" (همهاش از عشق است) و ناشرش "اختر" تبریز. درباره شاعر اطلاعاتی داخل کتاب نیامده بود اما تعدادی از شعرهایش را اینجا میتوانید بخوانید. خداوندگاری بوده این نصرت!
۲. لای خرتوپرتهای تابستان امسال، دفترچه تکالیف یک دانشاموز قطری که توی اتاق هتل جا مانده بود بدجور توی ذوقم زد. "الخلیج العربی" را به اندازهای بزرگ نوشته بودند که "جاسم محمد الجاسم" ۹ساله تا عمر دارد به فکرش هم خطور نکند که ممکن است این خلیج اسم دیگری داشته باشد. یاد حرف های اخیر رئیس پلیس مبارزه با مفاسد اجتماعی ناجا افتادم و رفتار صداوسیما در پخش این صحبتها. بیخیال شویم؟! باشد! ملالی نیست جز دوری شما!
۳. این ۱و۲و۳ یعنی این که بعد ده روز که نبودم خیلی نوشتم؛ همین!
پ.ن: مطمئنام دختر راست میگفت و سعید میتوانست. برای همین هنوز هم میترسم. من کارمند جای خاصی نیستم. شما چطور؟!
recent posts
sites
archive