" فوتبال به یک دلیل به عنوان ورزشی زیبا شناخته میشود و آن اینکه آن را قهرمانانی جوان در اوج تناسب اندام بازی میکنند. در یورو ۲۰۰۸ ستارگان فوتبال اروپا برای نشان دادن تناسب اندامشان از هر فرصتی برای درآوردن لباس خود استفاده میکنند."
این لید مطلب کوتاهی است که اشپیگل آنلاین برای ۱۸ عکس بدون لباس از ستارگان یورو ۲۰۰۸ نوشته است. عکسها را اینجا ببینید.

شايد اين طور بهتر است. اينكه اردوي تيم ملي بيشتر تفريح داشته باشد تا كار و سخت گيري. به هر حال خستگي يك ليگ طولاني بر تن بازيكنان سنگيني مي كند و آنها به استراحت و ريكاوري احتياج دارند تا در شرايط بهتري قرار گيرند. با اين پيش فرض سرعين بهترين انتخاب براي اين اردو بوده است. آب و هواي خنك كوهستان سبلان در كنار آب هاي گرم معدني شرايط خوبي براي استراحت ملي پوشان خسته فراهم كرده است. فريدون زندي هم اين موضوع را تاييد مي كند و تنها مشكل اردو را چمن بلند ورزشگاه تختي اردبيل مي داند! اما مردم اردبيل نظر ديگري دارند. آنها كه از نزديك وضعيت اردو را ديدهاند نگرانند. اين نگراني علاوه بر سرنوشت تيم ملي، به خاطر علي دايي است. ‹‹بهرام›› دوست و همبازي سابق علي دايی در اردبيل كه راننده تاكسي ويژه هتل سپيد سرعين، محل اسكان تيم ملي است نفس عميقي مي كشد و هوا را با فشار از سبيل هاي پرپشتش بيرون مي فرستد و با نگراني انگار كه بخواهد پرده از راز مهمي بردارد، آرام مي گويد:‹‹ مي خواهند خرابش كنند.››بقيه حرفش را مي خورد و به بازيكنان كه قبل از رفتن به ورزشگاه روي مبل هاي سلطنتي لابي هتل لم داده اند نگاه مي كند و سرش را تكان مي دهد:‹‹ اگر زمان تيم فلق اردبيل بود ما پنج تا به اينها مي زديم!››
اما حالا سال ها از زمان جام افق اردبيل مي گذرد و مختصات فوتبال عوض شده است. علم فوتبال به بازيكنان خسته فرصت مي دهد كه تفريح كنند. تيم ملي نيز در چنين شرايطي است.اين اما اردبيلي ها را نگران كرده است. اينكه در پشت اين بي برنامگي و ضعف ظاهري، توطئه اي براي به زمين زدن قهرمانشان چيده شده باشد.
اگر تيم ملي به جام جهاني صعود نكند تا شش سال ديگر فوتبال ملي ما از سطح آسيا فراتر نخواهد رفت و اين مي تواند ضايعه اي اسفناك باشد. اردبيلي ها اگرچه از تماشاي بازي تيم ملي ذوق زده اند، اما ‹‹آني را كه بايد›› در تيم ملي نمي بينند. بازيهاي تداركاتي اندك- كه موجب اعتراض علي كريمي به تشكيلات فدراسيون شد و در اين شرايط خاص بهانه اخراج او از تيم ملي را فراهم كرد- نقطه ضعف بزرگ تيم ملي است. بازي فوق تشريفاتي در مقابل سايپا نيز حقيرتر از آن بود كه اين پاشنه آشيل را بپوشاند. اين حقيقت را تماشاگران بازي عصر جمعه اردبيل عريان كردند، آنگاه كه ترجيح دادند از اواخر نيمه اول ورزشگاه را ترك كنند. با پايان نيمه اول بيشتر از نصف تماشاگران ورزشگاه را ترك كرده بودندو بقيه نيز مردد ميان ماندن و رفتن در حال ترك ورزشگاه بودند.البته كه آنها براي ديدن علي دايي به ورزشگاه آمده بودند و وقتي قهرمانشان را تشويق كردند و پاسخش را گرفتند، رفتند.انگار نه انگار كه تيم ملي فوتبال با خيل ستارگانش در زمين بازي مي كند. آيا نبايد نگران بود؟در فوتبالي كه اتفاقات آن در هاله اي از مه غليظ جريان دارد و هيچ چيز سرجاي خودش نيست، بايد نگران بود.نگران اينكه در بده بستانهاي پشت پرده شور فوتبال قرباني شود و مانيز. نگران اینکه حق با«بهرام» باشد ... .
این مطلب به همراه عکسهایی که از بازی روز جمعه تیم ملی در اردبیل گرفته بودم در صفحه اول روزنامه «دنیای فوتبال» شنبه چهارم خرداد ماه چاپ شد. چند عكس ديگرم هم در صفحات مختلف دنيای فوتبال دوشنبه كار شده. البته این عکسها بدون درج نام عکاس چاپ شدهاند. این به لطف رئيس شورای سياستگذاری دنیای فوتبال در صفحه آخر روزنامه در! جناب باقرزادگان من و حميد را در ستون گزارش به خوانندگان حسابی خجالتمال کرده، مرقوم فرمودهاند اگر مقیم تهران بودیم «در قسمت کولرنشین تحریریه» دنیای فوتبال جایمان میدادند! حمید البته لیاقتش خیلی بیشتر از این حرفهاست.
چند تا از عکسهایی هم که در این چند روز گرفته بودم اینجا میگذارم. بگذار صفحه اول وبلاگ سنگین بشه؛ قواعد وبلاگنویسی کیلو چنده؟!







پ.ن: دایی رفته بود. امروز صبح کریمی هم رفت. اردو اینجا بی در و پیکر است رسماْ. خدا به همهمان رحم کند!
۲. شوخی با یک نظر خصوصی:
- شما اصولا عادت به به روز شدن ندارین؟
- عادت؟ بذار ببینم... نه!
شمام دیگه خیلی داری سخت می گیری علی آقای دایی! حالا عادل یهچی گفته دیگه. زیرسیبیلی ردش کن بره بابا! مگه ما چنتا مث شماها داریم؟! حیف عادل و خودت نیس؟! عادلام بچه بدی نیس خدائیش! قات زدی، درست؛ ولی یه نمهم حواست به اعصابت باشه. الکی گندهاش میکنی چرا قضیهرو؟! میریم میشینیم "آدیگوزل" پیش خانعلی دوتا پک دوسیب نعناع میزنیم کمپلت قضیه یادت میره. بیخیال!
پ.ن: تحلیل فنی بمونه واسه بعد از بازی. دوس دارم یکی از اون دربیهای خونین باشه. از اونا که خون ازش میچکه.
خاستگاه قلعه نویی از میان تفکری است که اعتقادی به منطق گفتگو ندارد. او نماینده جریانی است که وقتی در صدر است و بر مصدر کار، رقیب احیانآ منتقد را "هیچ" می انگارد و نه تنها پای گفتگو نمی نشیند و پاسخی نمی دهد، که از موضع قدرت، ابایی از حذف طرف مقابل ندارد. اشاره امیر حاج رضایی به ادبیات قلعه نویی و این که این ادبیات در شان مربی تیم ملی نیست را می توان به تمام گستره این تفکر، از جمله صدر آن تعمیم داد: آیا ادبیات احمدی نژاد در شان یک رییس جمهور است؟!
۲. قهرمانی در جام ملتهای آسیا همان معجزه ای است که گفته بودم. هر چند تیم ملی مان آن طور که باید ملی نیست و بوی مشمئز کننده سیاست از رفتارهای مربی مان به مشام می رسد، اما چاره ای نداریم جز اینکه تنها داخل زمین را ببینیم و ستاره هایمان را و سعی کنیم دلمان را به یاد آن پرچم سه رنگ خوشگل بلرزانیم. تنها فوتبال نجاتمان خواهد داد.
۲. علی دایی به همراه خانواده اش دیروز در سرعین بود. وقتی دیدمش یادم افتاد مطلبی را که پس از قهرمانی سایپا نوشته بودم بذارم اینجا. این مطلب سرمقاله هفته نامه آوای اردبیل شماره یکشنبه ۱۳ خرداد بود. برای خواندنش روی ادامه مطلب کلیک کنید.
اریک کانتونا
روزی روزگاری فوتبال / حمید رضا صدر / نشر آویژه
نامه سرگشاده به امیر قلعه نویی، سرمربی جدید تیم ملی فوتبال
آقای قلعه نویی! عزیز دل برادر! این رسمش نیست. این شیوه ای که شما در پیش گرفته اید نه تنها دردی از این فوتبال حیران و ویلان را دوا نخواهد کرد بلکه اعتباری را که جنابعالی با هزار مصیبت در عرصه باشگاهی به دست آورده اید به باد فنا خواهد داد.
از کجا شروع کنیم؟! از اعلام فهرست تیم ملی. آیا از صمیم قلب به کادر فنی ودستیارانی که برگزیده اید ایمان دارید؟ اصلآ شناسه به کار رفته برای فعل برگزیدن در جمله قبلی صحیح است؟! اجازه هست کمی خودمانی تر باشیم؟! آیا ارتباطی بین اقامه نماز شکر قهرمانی و انتخاب شما ... ! بي خيال!
بياييد از ملموسات حرف بزنيم. ازچيزهايي كه درباره اش مي توان حرف زد. از ناصر ابراهيمي شروع كنيم. چرا؟! نه...، واقعآ چرا آقای قلعه نویی؟ دلیلتان برای دعوت از این این آدم امتحان پس داده چیست؟ تجربه؟! افشین پیروانی چه؟ او که سابقه مربیگری در تیمهای محلی را هم ندارد. نگویید که نیروی جوانی را به نیمکتتان تزریق کرده اید. کریم بوستانی، جلال چراغپور و باقی رفقا. نه ...، شما هیچوقت تا به این حد شوخ نبودید آقای قلعه نویی!
سهراب بختیاری زاده گفت تمرین تیم ملی آدم را یاد بیست سال قبل می اندازد و رفت. کریم باقری هم که از همان اول نیامده بود. حتی ابراهیم میرزاپور و حسین کعبی هم برای شما ناز می کنند. جز خداحافظ خداحافظ صدایی نیست. شما بسیار امیدوارانه اظهار می کنید که به این تیم ایمان دارید. اما آقای قلعه نویی! راستش را بخواهید ما چندان به این تیم شما امید نداریم. نگرانی های بزرگتری هم ما را اذیت می کند. شما در دوران بازیگریتان - وه که چه بازیکن خوبی بودید! - طعم ناکامی در عرصه ملی را چشیده اید. نمی خواهید که آن خاطرات تلخ این بار در عرصه مربیگری ملی برایتان تکرار شود؟ اگر اینگونه شود ناکامی شما را به پای ناکامی جوانگرایی می نویسند و تا سالیان سال مثل یک چماق بر سر مربیان جوان این مملکت می کوبند.
از صمیم قلب برایتان آرزوی موفقیت دارم. چه، موفقیت شما عرصه را برای دیگر مربیان جوان ایرانی آماده میکند و اعتبار شما را افزونتر. برای رسیدن به اعتبار و موفقیت بجنگید آقای قلعه نویی. در داخل زمین بازی - حد و حدود این زمین را شما بهتر می دانید - مبارزه کنید و باج ندهید. بله قربان گویی و توسل به ائمه اطهار تا حدود مشخصی باعث پیشرفت انسان می شود. استغفرالله اگر اقامه نماز شکر وسط زمین چمن آزادی و انتخاب شما به عنوان سرمربی تیم ملی در یک راستا باشند. خودتان باشید آقای قلعه نویی!
![]()
۲. آرامش در حضور دیگران. تماشای دسته جمعی فینال جام جهانی بین دو تیم خارجی به همراه خانواده و در میان جمعیتی که هر کدام طرفدار یک تیم هستند لذتی دارد که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. تجربه نکرده اید؟ قرارمان فینال ۲۰۱۰، سرعین، میدان سهند ...!

خداییش فینال باکلاسی بود. بالاخره یک اروپاست و یک پاریس و یک شانزه لیزه و یک پرلاشز و ... یک استاد دو فرانس!
حادثه، اتفاق، تقدیر... . اسمش را هر چه می خواهید بگذارید. این همانی بود که سرنوشت بازی دیشب را رقم زد. اگر آرسنال به جام نرسید، اگر ریکارد جوان آرسن ونگر بزرگ را شکست داد...، و نیز اگرهای دیگر: اگر لمن اخراج نمی شد ...! بیایید بی خیال شویم. در کتاب مقدس الهه فوتبال "اگر" کلمه ای کفرآمیز است. بگذریم!
لذت واقعی وخالص فینال استاد دو فرانس از آن کسانی بود که طرفدار هیچ کدام از دو تیم آرسنال و بارسلونا نبودند. طرفداران آرسنال حتی زمانی که تیمشان یک صفر جلو بود نگران ده نفره بودن تیمشان بودند و طرفداران تیم کاتالانی نیز جان به لب شدند تا تیمشان دو گل زد. اما آنهایی که طرفدار فوتبال بودند شب خوبی را سپری کردند و از یک فوتبال تمام عیار لذت بردند.
... و در پایان اگر از احوالات اینجانب جویا باشید ملالی نیست جز حذف میلان باشکوه من به دست همین تیم قهرمان! امیدوارم سال بعد کمی میلان هم به این فینال اضافه شود!
۲. راستی گفتم هزارو سیصد! بالاخره معلوم نشد این ترانه کوفتی جام جهانی را چه کسی می خواند؟! به نظر من البته زیاد مهم هم نیست چون عمرآ یک ترانه سفارشی خوب از آب در بیاید و گل کند. این وسط فقط من نمی دونم چرا کسی یاد جواد یساری نمی افتد!
۳. وقتی احمدی نژاد درباره موضوعی اظهارنظر می کند آن موضوع یا یک بحران بزرگ است یا به یک بحران بزرگ تبدیل می شود. نمونه های اخیر عبارتند از حجاب و حضور بانوان در ورزشگاهها!
۴. آه سیلویو! سیلویوی عزیز! می بینی اوضاع را؟ هیچ وقت به این بی ریختی نبوده، هیچ وقت! آن از نخست وزیری ایتالیا این هم از میلان باشکوه. حتی امیر قلعه نویی هم قهرمان شد ولی ما ...!

چقدر دلم برای دیوانگی تنگ شده! وقتی تلویزیون اعلام کرد که ورزشگاه پر شده و حدود چهل هزار نفر هم پشت درهای بسته مانده اند هنگ کردم! خوشحالم که هنوز نسل دیوانگان منقرض نشده!
عشق است فوتبال،
عشق است زندگی،
عشق است دیوانگی ...!

"تو چه کار مهمی واسه تیمت کردی؟ سر کدوم طرفدار اونا رو با چماق له و لورده کردی؟ سکوی کدوم ورزشگاه رو با کوکتل مولوتف آتیش زدی؟ زخم چاقوی کدوم آرسنالی بی پدرومادری تو تنت جا خوش کرده...؟"
قسمتی از دیالوگ فرانکی در نمایش فنز


