تبليغاتX
وقت‌کُشی
وقت‌کُشی
گاه‌نوشت‌هاي عيسي عظيمي از فوتبال و زندگي
یکشنبه نهم تیر 1387
ستارگان لخت یورو
 کریس رونالدو؛ اشپیگل نوشته او سک سی ترین فوتبالیست دنیاست! " فوتبال به یک دلیل به عنوان ورزشی زیبا شناخته می‌شود و آن این‌که آن را قهرمانانی جوان در اوج تناسب اندام بازی می‌کنند. در یورو ۲۰۰۸ ستارگان فوتبال اروپا برای نشان دادن تناسب اندامشان از هر فرصتی برای درآوردن لباس خود استفاده می‌کنند."

این لید مطلب کوتاهی است که اشپیگل آنلاین برای ۱۸ عکس بدون لباس از ستارگان یورو ۲۰۰۸ نوشته است. عکس‌ها را اینجا ببینید.

+ 2:41
چهارشنبه پنجم تیر 1387
ما و ترک ها
امشب ترکیه در یک نبرد تاریخ‌ساز با آلمان بازی می‌کند. نمی‌دانم داستان از چه قرار است که تقریباْ همه همشهریها و ترک‌هایی که دیده‌ام طرفدار ترکیه‌اند. بعضی‌ها حتی طوری ترکیه را دوست دارند و برای‌شان سر و دست می‌شکنند که اگر کسی نداند فکر می‌کند ایران به صورت مهمان ویژه در euro 2008 شرکت کرده و تا این مرحله بالا آمده! البته همه شیرینی تماشای فوتبال در طرفداری از یک تیم خاص است و کلم بودن مزخرف‌ترین کار ممکن؛ اما به نظرم وضعیت طرفداری از ترکیه در منطقه آذربایجان وارد فاز تعصبات قومی شده. حرکت آن مرد تبریزی در قهوه‌خانه هیچوقت یادم نمی‌رود که در عالم مستی و وقتی پس از گل کرواسی به حال گریه افتاده بود، با گل مساوی ترک‌ها به روی میز پرید و شروع به رقصیدن کرد! خودم هم البته دوست داشتم ترکیه ببرد. اما درک شور و حال آن مرد میانسال کمی برایم سخت است. کسی می‌داند آن‌چه که ما را به ترک‌‌ها وصل می‌کند ـ دقیقاْ ـ چیست؟ دوست دارم آیدین هم به این سوال پاسخ دهد.
+ 2:43
دوشنبه ششم خرداد 1387
باید نگران تیم ملی باشیم

صفحه اول دنياي فوتبال شنبه 4 خرداد
شايد اين طور بهتر است. اينكه اردوي تيم ملي بيشتر تفريح داشته باشد تا كار و سخت گيري. به هر حال خستگي يك ليگ طولاني بر تن بازيكنان سنگيني مي كند و آنها به استراحت و ريكاوري احتياج دارند تا در شرايط بهتري قرار گيرند. با اين پيش فرض سرعين بهترين انتخاب براي اين اردو بوده است. آب و هواي خنك كوهستان سبلان در كنار آب هاي گرم معدني شرايط خوبي براي استراحت ملي پوشان خسته فراهم كرده است. فريدون زندي هم اين موضوع را تاييد مي كند و تنها مشكل اردو را چمن بلند ورزشگاه تختي اردبيل مي داند! اما مردم اردبيل نظر ديگري دارند. آنها كه از نزديك وضعيت اردو را ديده‌اند نگرانند. اين نگراني علاوه بر سرنوشت تيم ملي، به خاطر علي دايي است. ‹‹بهرام›› دوست و همبازي سابق علي دايی در اردبيل كه راننده تاكسي ويژه هتل سپيد سرعين، محل اسكان تيم ملي است نفس عميقي مي كشد و هوا را با فشار از سبيل هاي پرپشتش بيرون مي فرستد و با نگراني انگار كه بخواهد پرده از راز مهمي بردارد، آرام مي گويد:‹‹ مي خواهند خرابش كنند.››بقيه حرفش را مي خورد و به بازيكنان كه قبل از رفتن به ورزشگاه روي مبل هاي سلطنتي لابي هتل لم داده اند نگاه مي كند و سرش را تكان مي دهد:‹‹ اگر زمان تيم فلق اردبيل بود ما پنج تا به اينها مي زديم!››
اما حالا سال ها از زمان جام افق اردبيل مي گذرد و مختصات فوتبال عوض شده است. علم فوتبال به بازيكنان خسته فرصت مي دهد كه تفريح كنند. تيم ملي نيز در چنين شرايطي است.اين اما اردبيلي ها را نگران كرده است. اينكه در پشت اين بي برنامگي و ضعف ظاهري، توطئه اي براي به زمين زدن قهرمانشان چيده شده باشد.
اگر تيم ملي به جام جهاني صعود نكند تا شش سال ديگر فوتبال ملي ما از سطح آسيا فراتر نخواهد رفت و اين مي تواند ضايعه اي اسفناك باشد. اردبيلي ها اگرچه از تماشاي بازي تيم ملي ذوق زده اند، اما ‹‹آني را كه بايد›› در تيم ملي نمي بينند. بازيهاي تداركاتي اندك- كه موجب اعتراض علي كريمي به تشكيلات فدراسيون شد و در اين شرايط خاص بهانه اخراج او از تيم ملي را فراهم كرد- نقطه ضعف بزرگ تيم ملي است. بازي فوق تشريفاتي در مقابل سايپا نيز حقيرتر از آن بود كه اين پاشنه آشيل را بپوشاند. اين حقيقت را تماشاگران بازي عصر جمعه اردبيل عريان كردند، آنگاه كه ترجيح دادند از اواخر نيمه اول ورزشگاه را ترك كنند. با پايان نيمه اول بيشتر از نصف تماشاگران ورزشگاه را ترك كرده بودندو بقيه نيز مردد ميان ماندن و رفتن در حال ترك ورزشگاه بودند.البته كه آنها براي ديدن علي دايي به ورزشگاه آمده بودند و وقتي قهرمانشان را تشويق كردند و پاسخش را گرفتند، رفتند.انگار نه انگار كه تيم ملي فوتبال با خيل ستارگانش در زمين بازي مي كند. آيا نبايد نگران بود؟در فوتبالي كه اتفاقات آن در هاله اي از مه غليظ جريان دارد و هيچ چيز سرجاي خودش نيست، بايد نگران بود.نگران اينكه در بده بستان‌هاي پشت پرده شور فوتبال قرباني شود و مانيز. نگران اینکه حق با«بهرام» باشد ... .

 این مطلب به همراه عکس‌هایی که از بازی روز جمعه تیم ملی در اردبیل گرفته بودم در صفحه اول روزنامه «دنیای فوتبال» شنبه چهارم خرداد ماه چاپ شد. چند عكس ديگرم هم در صفحات مختلف دنيای فوتبال دوشنبه كار شده. البته این عکس‌ها بدون درج نام عکاس چاپ شده‌اند. این به لطف رئيس شورای سياست‌گذاری دنیای فوتبال در صفحه آخر روزنامه در! جناب باقرزادگان من و حميد را در ستون گزارش به خوانندگان حسابی خجالت‌مال کرده‌، مرقوم فرموده‌اند اگر مقیم تهران بودیم «در قسمت کولرنشین تحریریه» دنیای فوتبال جای‌مان می‌دادند! حمید البته لیاقتش خیلی بیشتر از این حرف‌هاست.
چند تا از عکس‌هایی هم که در این چند روز گرفته بودم اینجا می‌گذارم. بگذار صفحه اول وبلاگ سنگین بشه؛ قواعد وبلاگ‌نویسی کیلو چنده؟!

 

فريدون زندي و امير شاپورزاده؛ آلمان نشين هاي گوشه گير و ساكت تيم ملي هميشه كنار هم بودند.

نيكبخت تيم ملي را در سرعين جا گذاشت و رفت!

دايي در روز افتتاح ورزشگاه دايي

آندو تيموريان؛ ستاره مؤدب و دوست داشتني

و بالاخره شروين اسبقيان؛ مديركل تربيت بدني استان اردبيل كه درآن  شرايط افتضاح بي نظمي،  خودش بي سيم بدست مشغول بيرون كردن افراد اضافي از زمين ورزشگاه دايي است!

+ 3:10
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387
تیم ملی در سرعین
اردوی تیم ملی فوتبال در سرعین دایر شده و این بار عروسی تو کوچه‌ی ماست. گزارش و عكس هاي اين اردو را در اين چند روز در اين وبلاگ پي بگيريد. اولين گزارش من از اين اردو را هم در روزنامه دنياي فوتبال بخوانید. جسارتاْ برنامه آکروبات ریدر را هم نصب کنید اگر ندارید. لازم می‌شود! 

علي دايي در سرعين

كريمي خبرسازترين بازيكن تيم ملي

پ.ن: دایی رفته بود. امروز صبح کریمی هم رفت. اردو اینجا بی در و پیکر است رسماْ. خدا به همه‌مان رحم کند!

+ 1:46
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387
عجب پرسپولیسی
۱. عجب پرپولیسی بود!
گزارش‌های تصویری مهر، ایسناِ، خبرگزاری فوتبال ایران

۲. شوخی با یک نظر خصوصی:

-  شما اصولا عادت به به روز شدن ندارین؟
- عادت؟ بذار ببینم... نه!

+ 0:52
پنجشنبه چهارم بهمن 1386
خاویر کبیر آمد
تمام شد بالاخره. خاویر کلمنته سرمربی تیم ملی ایران شد. برای اسم بزرگ این مرد و این‌که یک نام شناخته شده و معتبر به همراه نام ایران می‌آید خوشحالم.
+ 0:29
یکشنبه دوم دی 1386
فوتبال و دموکراسی
فوتبال بازی محترمی است؛ هر چند که فوتبال ایرانی آمیخته با چاله‌میدانی‌ترین اصطلاحات و تعابیر باشد و هر چند که لمپن‌ها، خان و سلطانش باشند. ذات فوتبال، یک بازی دموکراتیک توام با احترام به هم‌بازی، حریف، داور، تماشاگر و البته خود بازی است. این‌که علی پروین بخواهد با جمع کردن چند بازیکن از اسب و اصل افتاده تیمی تشکیل دهد و همان ابتدا از صعود به لیگ برتر حرف بزند و ادعای قهرمانی در جام حذفی داشته باشد، خب، محال نیست ولی جسارتاْ غیرممکن است! به این دلیل که فوتبال ـ نفس فوتبال ـ ماورای آن چیزی است که پروین و امثال او و طرفداران‌شان می‌پندارند. فوتبال به علت خاصیت دموکراتیکش سلطانی را که همه چیز را برای خودش می‌خواهد و همه کس را رعیت خودش حساب می‌کند تاب نمی‌آورد و می‌فرستدش کنار همان رعیت خرده‌پا تا لاف سلطانی‌اش برملا کند و بر طبل رسوایی خودخواسته اش بکوبد.
بهانه این پست حذف استیل آذین ـ تیم پروین! ـ از جام حذفی بود. درباره فیروز کریمی هم به زودی می‌نویسم. کسی که به جامعه فوتبال و شهروندانش دهن‌کجی می‌کند.

+ 10:56
پنجشنبه سوم آبان 1386
بازم اینا لوس شدن... اه!
دوتا پک دوسیب نعناع همه چی رو حل می کنه علی آقا؛ بی خیال!شمام دیگه خیلی داری سخت می گیری علی آقای دایی! حالا عادل یه‌چی گفته دیگه. زیرسیبیلی ردش کن بره بابا! مگه ما چن‌تا مث شماها داریم؟! حیف عادل و خودت نیس؟! عادل‌ام بچه بدی نیس خدائیش! قات زدی، درست؛ ولی یه نمه‌م حواست به اعصابت باشه. الکی گنده‌اش می‌کنی چرا قضیه‌رو؟! می‌ریم می‌شینیم "آدی‌گوزل" پیش خان‌علی دوتا پک دوسیب نعناع می‌زنیم کمپلت قضیه یادت می‌ره. بی‌خیال! 

+ 1:51
دوشنبه بیست و سوم مهر 1386
وااای!
چیزی نمونده بودا... قصر در رفتن! (قصر درسته یا قسر ؟!)

blue boy

+ 0:11
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386
ما می بریم
ما دربی را می‌بریم. حتی اگر هیچ‌کس قبول نکند. حتی اگر مربی‌مان ترسیده باشد. حتی اگر بازیکنان‌مان گل نزنند. حتی اگر تیم‌مان بازیکن محوری نداشته باشد. حتی اگر حریف در اوج قدرت باشد و ما در نهایت ضعف.  بازنده مرده است. ما دربی را می‌بریم. ما می‌کشیم‌شان.

پ.ن: تحلیل فنی بمونه واسه بعد از بازی. دوس دارم یکی از اون دربی‌های خونین باشه. از اونا که خون ازش می‌چکه.

+ 11:19
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386
فوتبال و استخاره!
«...شب بازی با کره جنوبی درباره ترکیب صحبت کردیم. قرار شد همان ۲ـ۴ـ۴ بازی کنیم و حسین کعبی هم توی ترکیب باشد. قلعه نویی زیاد موافق این قضیه نبود ولی بالاخره توافق کردیم اینطور بازی کنیم. فردا صبح ولی اومد و گفت ۲ـ ۵ ـ۳ بازی می کنیم . گفتم چرا؟ گفت بعد قضیه دیشب استخاره کردم؛ خوب نیومد ...!»
اینها را چند روز پیش ناصر ابراهیمی در قهوه خانه ای در سرعین می گفت. لابد برای تبرئه خودش! برویم خدا را شکر کنیم که ترومن، سرمربی تیم ملی بسکتبال از این کارها بلد نبود!
+ 2:40
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386
آنها مرد گفتگو نیستند
در برنامه آخر جام ۱۴، بر خلاف انتظاری که همه از عادل فردوسی پور دارند، چند سوال عمده از قلعه نویی پرسیده نشد. وقتی قلعه نویی ادعا می کرد که تمام نیمه های دوم را که "نیمه مربیان" است پیروز شده یا خوب بازی کرده و مدام بر عبارت نیمه مربیان تاکید می کرد، یک سوال مهم که جا داشت پرسیده شود این بود که "پس نیمه اول نیمه چه کسی است؟!"
و سوال مهم دیگر اینکه وقتی قلعه نویی با ژستی جنتلمن گونه می گفت "همه چیز را به گردن می گیرم" می شد از او خواست که خودش این "چیز"ها را کمی خرد کند و بگوید که از نظر شخص او جزئیات نواقص و کاستی های تیمش چه بود. البته مشابه چنین سوالی پرسیده شد اما مربی تیم ملی بدون ذره ای منطق به دفاع کور از تیم نابود شده اش پرداخت و توضیح روشنی که منجر به رفع ابهام شود، نداد.

خاستگاه قلعه نویی از میان تفکری است که اعتقادی به منطق گفتگو ندارد. او نماینده جریانی است که وقتی در صدر است و بر مصدر کار، رقیب احیانآ منتقد را "هیچ" می انگارد و نه تنها پای گفتگو نمی نشیند و پاسخی نمی دهد، که از موضع قدرت، ابایی از حذف طرف مقابل ندارد. اشاره امیر حاج رضایی به ادبیات قلعه نویی و این که این ادبیات در شان مربی تیم ملی نیست را می توان به تمام گستره این تفکر، از جمله صدر آن تعمیم داد: آیا ادبیات احمدی نژاد در شان یک رییس جمهور است؟!

+ 13:25
دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386
چلخ فوتبال!
۱. جام ملتهای آمریکای جنوبی با قهرمانی برزیل تمام شد. به نظر من تنها کلمه ای که می تواند نوع فوتبال آمریکای جنوبی را توصیف کند همین کلمه ترکی "چلخ" است! چلخ در زبان ترکی به گوشتی گفته می شود که چربی و هیچ ناخالصی دیگری ندارد. و آنچه در این جام دیدیم خود فوتبال بود؛ بی شیر و بی شکر!

۲.  قهرمانی در جام ملتهای آسیا همان معجزه ای است که گفته بودم. هر چند تیم ملی مان آن طور که باید ملی نیست و بوی مشمئز کننده سیاست از رفتارهای مربی مان به مشام می رسد، اما چاره ای نداریم جز اینکه تنها داخل زمین را ببینیم و ستاره هایمان را و سعی کنیم دلمان را به یاد آن پرچم سه رنگ خوشگل بلرزانیم. تنها فوتبال نجاتمان خواهد داد.

+ 17:18
دوشنبه چهارم تیر 1386
درسهای علی دایی
۱. «ارزش این برد برای من از قهرمانی در جام ژول ریمه هم بیشتر بود». این جمله را اکبر میثاقیان، سرمربی راه آهن، پس از برد این تیم مقابل فولاد (که منجر به ماندن راه آهن در دسته اول شد) مقابل دوربین شبکه خبر گفت!

۲. علی دایی به همراه خانواده اش دیروز در سرعین بود. وقتی دیدمش یادم افتاد مطلبی را که پس از قهرمانی سایپا نوشته بودم بذارم اینجا. این مطلب سرمقاله هفته نامه آوای اردبیل شماره یکشنبه ۱۳ خرداد بود. برای خواندنش روی ادامه مطلب کلیک کنید.

 


ادامه‌‌ی مطلب
+ 0:44
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386
فینال جام یوفا رو دیدین؟!
هیچ گاه، نه امروز و نه فردا، تفاوتی بین پاس پله به کارلوس آلبرتو در دیدار نهایی جام جهانی ۱۹۷۰ (که منجر به گل چهارم برزیل برابر ایتالیا شد) و قصیده های شاعرانه آرتور رمبو نیافته ام.

اریک کانتونا
روزی روزگاری فوتبال / حمید رضا صدر / نشر آویژه

+ 1:23
پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385
علی دایی؛ سلطانی برای تمامی فصول!
علي دايي جان ناپلئون!

همين‌طوري؛ توضيح ندارد!

+ 2:11
جمعه ششم مرداد 1385
استغفرالله آقای قلعه نویی!!

نامه سرگشاده به امیر قلعه نویی، سرمربی جدید تیم ملی فوتبال

آقای قلعه نویی! عزیز دل برادر! این رسمش نیست. این شیوه ای که شما در پیش گرفته اید نه تنها دردی از این فوتبال حیران و ویلان را دوا نخواهد کرد بلکه اعتباری را که جنابعالی با هزار مصیبت در عرصه باشگاهی به دست آورده اید به باد فنا خواهد داد.

از کجا شروع کنیم؟! از اعلام فهرست تیم ملی. آیا از صمیم قلب به کادر فنی ودستیارانی که برگزیده اید ایمان دارید؟ اصلآ شناسه به کار رفته برای فعل برگزیدن در جمله قبلی صحیح است؟! اجازه هست کمی خودمانی تر باشیم؟! آیا ارتباطی بین اقامه نماز شکر قهرمانی و انتخاب شما ... ! بي خيال!

بياييد از ملموسات حرف بزنيم. ازچيزهايي كه درباره اش مي توان حرف زد. از ناصر ابراهيمي شروع كنيم. چرا؟! نه...، واقعآ چرا آقای قلعه نویی؟ دلیلتان برای دعوت از این این آدم امتحان پس داده چیست؟ تجربه؟! افشین پیروانی چه؟ او که سابقه مربیگری در تیمهای محلی را هم ندارد. نگویید که نیروی جوانی را به نیمکتتان تزریق کرده اید. کریم بوستانی، جلال چراغپور و باقی رفقا. نه ...، شما هیچوقت تا به این حد شوخ نبودید آقای قلعه نویی!

سهراب بختیاری زاده گفت تمرین تیم ملی آدم را یاد بیست سال قبل می اندازد و رفت. کریم باقری هم که از همان اول نیامده بود. حتی ابراهیم میرزاپور و حسین کعبی هم برای شما ناز می کنند. جز خداحافظ خداحافظ صدایی نیست. شما بسیار امیدوارانه اظهار می کنید که به این تیم ایمان دارید. اما آقای قلعه نویی! راستش را بخواهید ما چندان به این تیم شما امید نداریم. نگرانی های بزرگتری هم ما را اذیت می کند. شما در دوران بازیگریتان - وه که چه بازیکن خوبی بودید! - طعم ناکامی در عرصه ملی را چشیده اید. نمی خواهید که آن خاطرات تلخ این بار در عرصه مربیگری ملی برایتان تکرار شود؟ اگر اینگونه شود ناکامی شما را به پای ناکامی جوانگرایی می نویسند و تا سالیان سال مثل یک چماق بر سر مربیان جوان این مملکت می کوبند.

از صمیم قلب برایتان آرزوی موفقیت دارم. چه، موفقیت شما عرصه را برای دیگر مربیان جوان ایرانی آماده میکند و اعتبار شما را افزونتر. برای رسیدن به اعتبار و موفقیت بجنگید آقای قلعه نویی. در داخل زمین بازی - حد و حدود این زمین را شما بهتر می دانید - مبارزه کنید و باج ندهید. بله قربان گویی و توسل به ائمه اطهار تا حدود مشخصی باعث پیشرفت انسان می شود. استغفرالله اگر اقامه نماز شکر وسط زمین چمن آزادی و انتخاب شما به عنوان سرمربی تیم ملی در یک راستا باشند. خودتان باشید آقای قلعه نویی!

+ 11:11
سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385
حالا وقت قضاوت نیست
امیر قلعه نویی سرمربی تیم ملی شد. این خبر کوتاه ناقص تر از آن است که تحلیل جامعی را برانگیزد. بنابراین فکر می کنم پیش داوری هایی مثل این مطلب دوست خوبم حمید با عرض پوزش کمی کوته بینانه است. کمی صبر و اندکی تامل بیشتر برای جا افتادن خبر دست ما را برای برداشت های عمیق تر، بازتر خواهد کرد.
+ 0:31
دوشنبه نوزدهم تیر 1385
رویا تمام شد
۱. در ایام برگزاری جام جهانی، جهان روزهای آرامتری را پشت سر گذاشت و حتی به نظر می آمد جای خوبی برای زندگی است! اما آنچه گذشت رویا بود. هر چه بود تمام شد. حالا نوبت شماست سیاست مداران عزیز! بفرمایید به دنیا و آنچه در آنست گند بزنید!

سرعین؛ میدان سهند

۲. آرامش در حضور دیگران. تماشای دسته جمعی فینال جام جهانی بین دو تیم خارجی به همراه خانواده و در میان جمعیتی که هر کدام طرفدار یک تیم هستند لذتی دارد که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. تجربه نکرده اید؟ قرارمان فینال ۲۰۱۰، سرعین، میدان سهند ...!

+ 22:43
چهارشنبه چهاردهم تیر 1385
فوتبال علیه تحقیر
مردم اروپا ایتالیاییها را در کل داخل آدمیزاد نمی دانند! این لینک را ببینید تا متوجه شوید چه می گویم. پیروزی ایتالیا بر آلمان، آن هم به آن شکل تراژیک، غرور ملی ایتالیاییها را همچین بدجوری جنباند! دو گل در آخرین دو دقیقه ممکن یک بازی ۱۲۰ دقیقه ای. این، جواب خوبی هم برای رجزخوانی مغرورانه آلمانها بود. یکی از نشریات آلمانی روز قبل از بازی نوشته بود که ایتالیاییها بهتر است بروند همان پیتزایشان را بپزند. پاسخ دندان شکن که می گویند همین است!

+ 19:18
دوشنبه دوازدهم تیر 1385
گور پدر fair play!
همه فوتبال را با جنگ گلادیاتورها مقایسه می کنند اما یک نکته انحرافی در این بین وجود دارد: گلادیاتورهای بی چیز می جنگیدند تا اغنیا و ثروتمندان سرگرم شوند اما امروز فوتبالیستهای میلیونر مرفه بی درد می جنگند تا اسباب سرگرمی من، شما و آن کارگر افغانی خسته از کار در غربت فراهم شود. این درست که قضیه به این سادگی ها هم نیست اما چرا باید این لذت ۹۰ دقیقه ای خالص را با خزعبلاتی مثل بازی جوانمردانه و اینها آلود؟ بگذارید همدیگر را بکشند و ما کیفش را ببریم. گور پدر fair play!
+ 15:51
پنجشنبه هشتم تیر 1385
شباهت پرچمی
ایتالیا محبوب همیشگی است. این آرژانتین لامصب را کجای دلمان بگذاریم؟!

غیرتی نشید؛ فقط یه شباهت پرچمیه وگرنه طرف بچه ناف رمه!!

+ 0:16
پنجشنبه یکم تیر 1385
افسانه آه
A young Iranian supporter cheers her team prior to the World Cup 2006 group D football game Portugual vs.Iran
+ 18:35
یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385
زندگی ادامه دارد
چه اهمیت دارد که به پرتغال باختیم؟ فوتبال برآیند جوامع است. ما از اروپا عقبیم، فوتبالمان هم همین طور. و این باخت اصلآ مهم نیست. آنچه که مایه حسرت است شوری است که می توانست با یک برد در جام جهانی ما ایرانیها را بر سر ذوق آورد. حیف شد اما... . زندگی ادامه دارد.
+ 17:19
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385
فوتبال؛ شور زندگی
بازی به صورت نمایش درآمده است با چند قهرمان اصلی نمایش و تعداد زیادی تماشاگر: فوتبال برای تماشا. و آن نمایش به صورت یکی ااز سودآورترین کسب و کارهای جهان در آمده است، و نه برای بازی بلکه تقریبآ برای جلوگیری از بازی سازمان می یابد. فن سالاری ورزش حرفه ای دست به تحمیل فوتبالی با سرعت برق آسا و قدرت سبعانه زده است: فوتبالی که شادی را نفی می کند، تخیل را می کشد و بر جسارت و شجاعت مهار می زند.
خوشبختانه هنوز می توانید در زمین بازی، ولو فقط یک بار در فوااصل طولانی، فلان تخم جن جسور را ببینید که نمایشنامه را کنار می زند مرتکب اشتباه فاحش دریبل کردن کل طرف مقابل، داور وجایگاه تماشاگران می شود، و این همه برای لذت شهوانی در آغوش کشیدن ماجرای ممنوع آزادی.
از کتاب فوتبال در آفتاب و سایه نوشته ادواردو گالیانو
پرتغال را می بریم تا ماجرای ممنوع آزادی را در آغوش بکشیم. زنده باد ایران و ایرانی.
+ 15:28
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385
پاریس؛ جشن بیکران
پاریس؛ جشن بیکران

خداییش فینال باکلاسی بود. بالاخره یک اروپاست و یک پاریس و یک شانزه لیزه و یک پرلاشز و ... یک استاد دو فرانس!

حادثه، اتفاق، تقدیر... . اسمش را هر چه می خواهید بگذارید. این همانی بود که سرنوشت بازی دیشب را رقم زد. اگر آرسنال به جام نرسید، اگر ریکارد جوان آرسن ونگر بزرگ را شکست داد...، و نیز اگرهای دیگر: اگر لمن اخراج نمی شد ...! بیایید بی خیال شویم. در کتاب مقدس الهه فوتبال "اگر" کلمه ای کفرآمیز است. بگذریم!

لذت واقعی وخالص فینال استاد دو فرانس از آن کسانی بود که طرفدار هیچ کدام از دو تیم آرسنال و بارسلونا نبودند. طرفداران آرسنال حتی زمانی که تیمشان یک صفر جلو بود نگران ده نفره بودن تیمشان بودند و طرفداران تیم کاتالانی نیز جان به لب شدند تا تیمشان دو گل زد. اما آنهایی که طرفدار فوتبال بودند شب خوبی را سپری کردند و از یک فوتبال تمام عیار لذت بردند.

... و در پایان اگر از احوالات اینجانب جویا باشید ملالی نیست جز حذف میلان باشکوه من به دست همین تیم قهرمان! امیدوارم سال بعد کمی میلان هم به این فینال اضافه شود!

+ 12:8
یکشنبه دهم اردیبهشت 1385
تب فوتبال روی هزار و سیصد!
۱. خودمانیم عجب شیر تو شیری شده این چند روزه! همه از فوتبال حرف می زنند. از رییس جمهور گرفته تا مراجع قم. فوتبال یک بار دیگر آن وجه اجتماعی همه گیرش را رو کرده. بالاخره جام جهانی نزدیک شده و تب فوتبال زده بالای هزارو سیصد!

۲. راستی گفتم هزارو سیصد! بالاخره معلوم نشد این ترانه کوفتی جام جهانی را چه کسی می خواند؟! به نظر من البته زیاد مهم هم نیست چون عمرآ یک ترانه سفارشی خوب از آب در بیاید و گل کند. این وسط فقط من نمی دونم چرا کسی یاد جواد یساری نمی افتد!

۳. وقتی احمدی نژاد درباره موضوعی اظهارنظر می کند آن موضوع یا یک بحران بزرگ است یا به یک بحران بزرگ تبدیل می شود. نمونه های اخیر عبارتند از حجاب و حضور بانوان در ورزشگاهها!

۴. آه سیلویو! سیلویوی عزیز! می بینی اوضاع را؟ هیچ وقت به این بی ریختی نبوده، هیچ وقت! آن از نخست وزیری ایتالیا این هم از میلان باشکوه. حتی امیر قلعه نویی هم قهرمان شد ولی ما ...!

+ 12:57
شنبه دوم اردیبهشت 1385
در ستایش فوتبال و دیوانگی
استقلال قهرمان لیگ شد. خوش به حال آنهایی که زندگی شان این تیم است. یادش به خیر! ما هم زمانی ...!
بی برنامگی در جشن بیداد میکرد. حیف آن همه تماشاگر!
گزارش تصویری قهرمانی استقلال
گزارش سایت AFC از قهرمانی استقلال
بيانيه‌ي باشگاه استقلال تهران، پایان خوش برنامه سه ساله

 

 

 

 

 

 

 

 

 چقدر دلم برای دیوانگی تنگ شده! وقتی تلویزیون اعلام کرد که ورزشگاه پر شده و حدود چهل هزار نفر هم پشت درهای بسته مانده اند هنگ کردم! خوشحالم که هنوز نسل دیوانگان منقرض نشده!
عشق است فوتبال،
عشق است زندگی،
عشق است دیوانگی ...!

+ 11:13
چهارشنبه هفدهم اسفند 1384
زنده باد تعصب کور!
جمعه. داربی ۶۰. ما می بریم. مثل دفعه پیش. ولی ای خدا...! چی میشه بتونیم داغ این ننگ رو پاک کنیم...؟!

احتمالآ جمعه این هفته آزادی داغ ترین نقطه جهان خواهد بود
"تو چه کار مهمی واسه تیمت کردی؟ سر کدوم طرفدار اونا رو با چماق له و لورده کردی؟ سکوی کدوم ورزشگاه رو با کوکتل مولوتف آتیش زدی؟ زخم چاقوی کدوم آرسنالی بی پدرومادری تو تنت جا خوش کرده...؟"
قسمتی از دیالوگ فرانکی در نمایش فنز

+ 23:27
یکشنبه سیزدهم آذر 1384
خداحافظ پسر بد بلفاست!
ما ایرانیها ملت خاطره بازی هستیم. شاید به این علت بهمون میگن مرده پرست!! نمیدونم چرا اینو گفتم ولی اولش میخواستم بگم که خیلی به جرج بست علاقه داشتم. درسته که سنم قد نمیده از بازیهاش خاطره ای داشته باشم ولی ذاتآ به آدمای شر علاقه عجیبی دارم. وقتی گفتن بیمارستانه میخواستم یه مطلب در موردش بنویسم و ربطش بدم به اخلاق گرایی در فوتبال ایرانی ولی ... ولی اون مرد و من ننوشتم. راستش حالم از متهم شدن به مرده پرستی به هم میخوره. از یه طرف هم اعصابم خورده که چرا اون موقع تنبلی کردم و اون مطلبو ننوشتم.

اه...! روزگار دیگه شورشو درآورده! من چرا نمی میرم؟!

ما بی چرا زندگانیم؛ آنان به چرا مرگ خود آگاهانند.

خداحافظی مردم ایرلند شمالی با قهرمانشان

+ 0:34