تبليغاتX
وقت‌کُشی
وقت‌کُشی
==================== Main Column ==================== -->

تک‌ضرب [12]: بیماری قرن 21
جمعه 23 مرداد1388
توهم وبلاگ‌نویس بودن.

شاید مرتبط: تک‌ضرب‌های پیشین

ارسال به بالاترین + 21:57

تک ضرب[13]: وقتی سوزن ته‌گرد ته می‌کشد
یکشنبه 13 اردیبهشت1388
و هر آینه برای مومنان سی‌دی‌رام‌هایی قرار دادیم که با زدن دکمه‌اش باز می‌شوند. و تو چه می‌دانی این چه موهبتی است.
ارسال به بالاترین + 12:44

تک‌ضرب 12: ها کردن
دوشنبه 10 فروردین1388
: اگه از ده، هفت تا برداریم چی میشه؟
: اگه وارد باشی هیچی نمیشه. فقط باید دل داشته باشی.

[پیمان هوشمندزاده؛ ها کردن؛ مجموعه داستان پیوسته؛ نشر چشمه]

تک‌ضربهای پیشین

ارسال به بالاترین + 21:29

تک‌ضرب 11: یاغی
سه شنبه 26 آذر1387
یعنی شلوار لی هم یه زمانی نشانه طغیان بوده‌ها؛ مث آدامس.

تک‌ضرب‌های پیشین

ارسال به بالاترین + 2:59

تک‌ضرب 10
یکشنبه 26 آبان1387
دنیا، خلاصه‌ش خوبه.

پ.ن: از دیالوگ‌های قهرمان جوان‌مرگِ فیلمی که هرگز ساخته نشد.

ارسال به بالاترین + 23:53

تک‌ضرب 9
یکشنبه 5 آبان1387
به خودش شک داره؛ بپا گذاشته واسش.

تک‌ضرب 8

ارسال به بالاترین + 1:0

ای لعنت بر صداقت‌‌ات!
یکشنبه 14 مهر1387
- امیرحسین جان، این شب‌رنگ خوشگل روی شیشه مغازه من‌ُ تو کَندی عزیزم؟
- بله عمو. ببخشید.

ارسال به بالاترین + 19:15

تک‌ضرب ۸
جمعه 5 مهر1387
پولش مساله‌ای نیست. ارزون باشه فقط.

ارسال به بالاترین + 3:10

چهارشنبه 27 شهریور1387
حکایت نادیدن‌تان بانو، قصه‌ی خَسَف‌القمر است. لیکن مدام و هنوز. تا بَرَق‌البصری.

پ.ن: سلام آقای لانگ شات!

ارسال به بالاترین + 19:33

یکشنبه 24 شهریور1387
سه دروغ بزرگ / se doruq - e bozorg
دانشگاه آزاد اسلامی

مردم‌شناسی اصطلاحات خودمانی؛ پژوهشی مردم ‌شناختی در اصطلاحات خودمانی جوانان؛ دکتر محمود اکرامی؛ نشر ایوار؛ چاپ سوم؛ ۱۳۸۵

ارسال به بالاترین + 14:5

شکست
یکشنبه 23 تیر1387
ـ یه استکون‌م شیکوندیم دایی؛ اون‌م حساب کن.
ـ تو قهوه‌خونه استکون می‌شکنه پسر؛ بپا دل نشکنی.

ارسال به بالاترین + 23:39

رشید می گفت
چهارشنبه 19 تیر1387
محرم بود و اردبیل همه‌جاش پرچم سیاه. مام که محض محرم، عرق مرق‌و تعطیل کرده بودیم و پکر. با موتور از شلوغی پیاده‌رو داشتیم رد می‌شدیم که خوردیم به یکی‌و ولو شدیم رو زمین. طرف آخ نگفت. گفتیم شرمنده آبجی، حواسم نبود! لامصب لب نزد. گفتیم آخر مرامه. سرمون‌و که بالا کردیم حالمون گرفته شد. خورده بودیم به تیر برق. دورش پرچم سیاه کشیده بودن!

تو کوچه‌مون یکی هست فاضله اسمش. پدرسگ یک لافایی میزنه بیا و ببین. اون روز تو قهوه‌خونه می‌گفت رفتیم قمار، ۳۰ ملیون بردیم همش ۵۰ تومنی! چند روزه داریم می‌شمریم تموم نکردیم. قسمم می‌خوره دیوث به چی؟ می‌گه جون مادرت! اخه یکی نیس بگه تخم سگ اون چه گناهی کرده که ۲۸ ساله بی سایه پدر داره تر و خشکمون می‌کنه.

خواستم قسمش بدم گفتم فاضل مکه رفتی؟ گفت آره. گفتم کی؟ چطوری؟ گفت پارسال خونه پدرخانمم بودم تهران، یه اتوبوس داشتن می‌رفتن مکه، جا خالی داشتن منم پریدم بالا رفتم باهاشون. کم آوردم!

ارسال به بالاترین + 17:4

نصفه حلال دنیا
پنجشنبه 29 فروردین1387

دنيا عينهو گوشت خرگوش مي‌مونه. نصف حلال، نصف حرام. زن نصفه حلال دنياست. هرچي كثافت‌كاري و گندكاري هست توي مردهاست. هركي قبول نداره ورداره آمار رو بخونه. تاريخ رو بخونه. تلويزيون تماشا كنه. اگه زني در كار نباشه، عشقي هم در كار نيست ...

 

استخوان خوک و دست‌های جذامی، مصطفی مستور، ص ۳۹

ارسال به بالاترین + 12:40

سیب
دوشنبه 17 دی1386
از میوه‌ها سیب. که سیر می‌کند و ساده است. خوردنش هم هیچ آداب و ترتیبی ندارد.

پ.ن: مزخرف‌ترین کار دنیا این است که وقتی تنهایی و داری سیب می‌خوری هسته یا تفاله یا به ترکی "پولوشوک"اش را نخوری و بیندازی دور. اما کندن پوست سیب در تنهایی، بدون شک احمقانه‌ترین کار دنیاست.

ارسال به بالاترین + 17:22

تک ضرب 1
دوشنبه 30 مهر1386
دیدین آدما بدون استثنا فکر می‌کنن نقطه‌ضعف‌شون صداقت‌شونه؟!
ارسال به بالاترین + 1:50