یادداشتم در گل دات کام درباره‌ی دعواهای دایی و مایلی‌کهن

حتی اگر همین امروز سازش کنند و فیلم هندی تکراری گل و ماچ و شیرینی تکرار شود، رفتارهای اخیر دایی و مایلی‌کهن، با متر و معیار فوتبال کم مایه و کم مقدار امروز ما نیز، بچه‌گانه، سخیف، بی ارزش و مضحک محسوب می‌شود. مرور آن‌چه که در این چند وقت اخیر بر زبان این دو جاری شده خنده‌ی عوام را به دنبال دارد و پوزخند خواص را. شاید باید حق داد به آنان که در مقایسه دو حوزه‌ی فوتبال و سینما جانب هنر هفتم را گرفته‌اند و به فوتبال نگاه عاقل اندر سفیه کرده‌اند. همین گفتمان چیپ و نازل این دو برای محکوم کردن فوتبال کافی است؛ اگر از یاد نبریم همین دو در مقاطعی سکان‌دار تیم ملی ما بوده‌اند و ما جماعت آرزوهایمان به افکاری بند بود که از مغز اینان می‌تراوید.

 اجازه بدهید از حاج محمد مایلی کهن، این گره کور کلاف سردرگم فوتبال ایرانی، شروع کنیم. این مربی مشهور به «ارزشی»، نماد بارز عصر وارونه‌گی ارزش‌هاست. هم او، که تا به یاد می‌آوریم زبان جز به بدگویی و پرده‌دری نگشوده، مدعی اخلاقیات در فوتبال ماست. بانی برخی از بهترین خاطرات ما از فوتبال معاصر، نیز به بهانه‌ی اخلاق‌گرایی امیدهای بهترین تیم امید سال‌های اخیر را به باد داده؛ چرا که از اتاق بازیکنش صدای تاس می‌آمده و ارتعاش این صدا پایه‌های اخلاق را به لرزه درآورده بوده. باید از ایشان درباره‌ی این صداهای اخیر بپرسیم. از شخص ایشان که سابقه بالا رفتن از فنس ورزشگاه و ادب کردن تماشاگر به جرم فحاشی را دارد باید بپرسیم که چه کسی باید شما را به خاطر این همه هتک حرمت و بد دهنی که در این سال‌ها به راه انداخته‌اید ادب کند. آیا باید به وکیل علی دایی امیدوار باشیم؟!

 و باز هم حکایت علی دایی. دایی بدون شک بیشتر از هر کسی قشر فرهیخته‌ی فوتبال دوست را ناامید کرده. او که بالقوه، شاخص‌‌ترین چهره‌ی فوتبال ایرانی است عجیب اصرار دارد که ثابت کند یک آدم معروف بیشتر نیست. نفر اول مشاهیر معاصر ایرانی، کمتر خود را در قواره‌ی آن‌چه که هست نشان داده. دنیا، فوتبال ما را با نام او به خاطر می‌آورد اما آن‌چه از «علی دایی بین‌المللی» به مخاطب فوتبال ایرانی رسیده چند عنوان در رکوردهای جهانی فوتبال است و چند عکس با کراوات در مراسم فیفا؛ دریغ از تأثیری متقابل در رفتار و گفتار که از سطح اول فوتبال جهان پذیرفته یا بر سطح نازل فوتبال خودمان گذاشته باشد. یادش به خیر تیتر ماندگار آخرین روزنامه‌ی ورزشی وفادار به جریان نخبه‌گرای فوتبال را که وقتی در جریان یکی از همین درگیری‌های لفظی دایی، از او ناامید شده بود با اشاره به ترانه‌ای از فرهاد فقید، نوشته بود: تو هم با ما نبودی ... !

 اگر روند این بحث‌های بچه‌گانه را دنبال کنید این ‌می‌تواند تیتر احتمالی خبر بعدی باشد: مایلی زنگ در خانه‌ی دایی را زد و فرار کرد. تعجب نکنید. فضا یعنی تا این حد «گروتسک» است. این اپیزود آخر ماجراهای دایی و مایلی‌کهن سرشار از اشاره به کاستی‌هایی است که در رفتار همه‌ی ما وجود دارد. تهمت، کنایه و توهین تنها بخشی از ماجراست. همین که بعد از همه‌ی مصاحبه‌ها و بیانیه‌ها، این دو مرد (گنده؟) در کلاس مربیان با هم رو در رو می‌شوند و نمی‌نشینند سنگ‌های خود را وابکنند؛ همین که پشت به هم می‌کنند و باز متلک می‌پرانند؛ بید به شکاف‌ها و ایرادات رفتاری‌مان ایمان بیاوریم و البته منتظر چاپ تیترهای احتمالی باشیم.