در غیاب برنامه
نقد جشنواره های استانی سازمان میراث فرهنگی
 

برگزاری جشنواره های مختلف از سوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اردبیل اگر چه گام مثبتی برای معرفی جاذبه ها و ویژگیهای شهرهای مختلف استان به شمار می رود اما برپایی ناقص و پر از کم و کاست این جشنواره ها نیز موجب خواهد شد نفس برگزاری جشنواره لوث شده و زیر سوال رود. حقیقت داستان جشنواره های مختلف استانی هر چه باشد در نگاه نخست دو گونه نگرش را نسبت به این مراسم بر می انگیزاند. دیدگاه اول، نگاه بدبینانه به موضوع است.

عده ای معتقدند سازمان میراث فرهنگی این برنامه را صرفا جهت ارایه عملکرد و پر کردن بیلان کاری سازمان انجام می دهد. اما دیدگاه دوم که قریب به صحت به نظر می رسد همان اهدافی است که سازمان میراث فرهنگی بیان کرده و برگزاری این جشنواره ها را در راستای معرفی جاذبه های متنوع و ناشناخته شهرهای استان بر شمرده است.

اما انگیزه نوشتن این یادداشت نه نقد هدف برگزاری که انتقاد از نحوه و چند و چون برپایی این جشنواره هاست. مطالعه موردی یکی از این جشنواره ها به ما کمک می کند تا بهتر در جریان موضوع قرار گیریم.

جشنواره گیلاس هیر که مورد اخیر جشنواره های استانی است چندی پیش در شهرستان هیر برگزار شد. نحوه اداره این جشنواره نواقص عمده ای داشت که کل موضوع از جمله نفس عمل برگزاری جشنی در یک شهر کوچک را به شدت زیر سوال می برد. اطلاع رسانی انجام شده، اگر چه قبل از برگزاری جشن کافی به نظر نمی رسید اما با توجه به محل مراسم که ظرفیت همان جمعیت حاضر را هم نداشت، حسرت چندانی را موجب نمی شد. مشکل عمده - یا بهتر است بگوییم یکی از مشکلات عمده این آیین - بی توجهی به خواسته ها و حقوق حداقلی بومیان هیر بود که صحنه های ناخوش آیندی را رقم می زد. به عنوان یکی از حاضران در این جشنواره هیچ گاه صحنه های محافظت خانواده های باغدار از محصولشان را در مقابل هجوم حاضران در جشنواره فراموش نخواهم کرد. باغداران هیر مجبور بودند به همراه همه اعضای خانواده و با چوب هایی در دست دیواری انسانی بین مردم و باغشان ایجاد کنند و به انبوه بازدید کنندگان توضیح دهند که باغ آنها محل برگزاری جشنواره نیست و با وجود میل باطنی شان به مهمان نوازی نمی توانند دسترنج یک ساله شان را در اختیار آنها قرار دهند. این مشکل می توانست به راحتی با مشخص کردن مسیر منتهی به باغ محل برگزاری جشنواره به وسیله علایم مناسب - و نه پرچمهای مضحکی که در هر پنجاه، شصت متر کاشته شده بود - بر طرف گردد. اما دریغا مشکلات عمده این برنامه به همین ختم نمی شد. باغ محل برگزاری جشنواره - که احتمالاً توسط برگزار کنندگان اجاره شده بود - به هیچ وجه پاسخگوی سیل جمعیت نبود. در زمان آغاز رسمی جشنواره، گیلاسی بر درختان باغ نمانده بود و آنچه به چشم می آمد، شاخه های شکسته درختان بود و اندوه و حسرت باغدارانی که استیصال را در چهره شان می شد دید. آیا نمی شد محصول همان باغها را از یک روز قبل چید و در بسته بندی های مناسب و به عنوان هدیه در اختیار بازدید کنندگان گذاشت و درختان را - که تنها دارایی باغدران و وسیله امرار معاش آنها به شمار می آید - از آسیب مصون داشت؟

»کار کارشناسی« که ورد زبان مدیران ادارات استان است اگر چه امری ضروری است اما کمتر به معنای واقعی کلمه انجام شده است. نکته اما این است که برگزاری جشنی مردمی با امکانات و زیر ساختهای مهیا و آماده نیاز به کار کاشناسی آن چنانی نیز ندارد و تنها می طلبد که مسئولین برگزاری جشن بدیهیات را در نظر گرفته، جزئیات را لحاظ کنند. توسل به روش آزمون و خطا نیز نمی تواند توجیه مناسبی برای کاستی ها باشد. این سخن که ما آن قدر جشنواره برگزار می کنیم تا مردم نحوه حضور در جشنواره را یاد بگیرند - نقل از مضمون گفتگوی رئیس سازمان میراث فرهنگی استان اردبیل با یکی از نشریات محلی - نه تنها توجیه مناسبی نیست بلکه اعتبار این سازمان عریض و طویل و کارشناسان بی شمار آن را با چالش مواجه می کند.

در هر حال، تنها برگزاری این جشنواره ها به صورت دقیق و برنامه ریزی شده می تواند دیدگاه دوم مورد اشاره در ابتدای مطلب را به ذهن متبادر کند و اگر غیر از این باشد، گریزی از نوشتن این کاستی ها در کارنامه مدیریت بیمار دولتی نخواهد بود.