دئدین
       سون خاطیرم قورو شکیلدی
یازدین
        اونوداندا باخارسان آنجاق.
من سنی اونوتسام...
                 دوشوندون‌مو بیر،
شکلین سندن اول اونودولاجاق ...

گفتی
        آخرین یادگارم عکسی خشک و خالی است
نوشتی
          اما وقتی فراموشم کردی نگاهش کن.
من فراموشت کنم...
                 می‌دانی که،
عکست قبل از تو فراموش می‌شود ...

این روزها مجموعه شعری از "نصرت کسمنلی" را ورق می‌زنم. اسم کتاب هست: "هامی‌سی سئوگی دندیر" (همه‌اش از عشق است) و ناشرش "اختر" تبریز. درباره شاعر اطلاعاتی داخل کتاب نیامده بود اما تعدادی از شعرهایش را اینجا می‌توانید بخوانید. خداوندگاری بوده این نصرت!