بزن آن پرده
بزن آن پرده
اگرچند تو را سیم از این ساز گسسته
بزن این زخمه
اگرچند دراین کاسه ی تنبور
نمانده ست صدایی
بزن این زخمه
بر آن سنگ
بر آن چوب
برآن عشق که شاید بردم راه به جایی
پرده دیگر مکن و زخمه به هنجار کهن زن
لانه ی جغد نگر کاسهی آن بربط سُغدی ز خموشی
نغمه سر کن که جهان تشنهی آواز تو بینم
چشمم آن روز مبیناد که خاموش دراین ساز تو بینم
نغمهی توست بزن آنچه که ما زنده بدانیم
اگر این پرده برافتد من و تو نیز نمانیم
اگر چند بمانیم و بگوییم همانیم
شعر از شفیعی کدکنی. آلبوم "ساز خاموش" را با صدای شجریان پیدا کنید و بشنوید.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ساعت 20:28 توسط عیسی عظیمی
|